7:45 دقیقه ی صبح رسیدم دانشگاه. جلوی در بالا، دو نفر مامور گاردی ایستاده بودن که بعد فهمیدم جلوی درهای دیگر هم هستند و انگار آن موقع صبح، هر بیست متر یک نفرشان بوده است.
ساعت 10:15 از دانشکده رفتم طرف تعاونی تا نسکافه ای چیزی بخورم که صدای الله اکبر بچه ها آمد. جلوی چمن های ابن سینا نزدیک 50 نفری دانشجو بودند که شعار میدادند و منتظر جمع شدن بقیه بودند. جمعیت نزدیک 100 نفر که رسید شروع به حرکت به سمت ابن سینا کردند و جلوی پله ها ایستادند تا جمعیت بیشتر شود. بچه های بسیج هم میامدند مثلا با دوربین و موبایلهایشان عمس و فیلم میگرفتند. حدود 5 6 نفری بودند. اینور جمعیت سبز شروع به حرکت کرد به سمت درب اصلی خیابان آزادی. جلوی در که ایستادند جمعیت نزدیک 700 - 800 نفری شد. آنجا بودند و شعارهای مختلف میدادند. این برای حدود ساعت 11 بود. یک تعدادی از اساتید هم آمده بودند و کنار جمعیت ایستاده بودند و نظاره میکردند ماوقع را که جالب بود. بچه های بسیج هم میامدند وسط جمعیت و میرفتند. یکیشون که اسمش محمد امینه و بلوز سبزی هم پوشیده بود و برق میخونه و انگاری رییس بسیجه (فامیلیش فکر کنم آقامیری بود) مدام میاد کنار جمعیت و مدام با موبایلش صحبت میکرد. یکی از بچه های سبز رفته بود چسبیده بود بهش و ولش نمیکرد. میگفت میخوام باهات دوست باشم و اذیتش میکرد!!! بعدا فهمیدیم تلفن زدن هاش برای وارد کردن آدم بوده و فیلمبردار حرفه ای. همینطور خبر رسیده بود بعد نماز از توی مسجد تجمع آنها شروع میشود.
مردم سبز با جمعیت تعادلی 600 - 700 نفر همچنان جلوی در بودند و بادکنک هوا میکردند و شعار میدادند و ... . یه جماعتی هم رفتند بالای ساختمانی که عکس شریف واقفی اینا را دارد و باعث شدند فیلمبرداری که آن بالا بود فرار کند بیاید پایین. تجمع بسیج که شروع شد، جمعیتی حدود 70 الی 80 نفر بودند (در بهترین حالت 100 نفر) که سه تابوت نمادین هم داشتند و از مسجد آمدند و از کنار دفتر سهراب پور رفتند بالا. جمعیتشان حدود یک ششم جمعیت سبزها بود که به دانشجو بودن بعضی هاشون هم شک بود. فیلمبردار حرفه ای هم داشتند و معلوم بودند قرار است به عنوان نماینده های دانشجوهای شریف، به خورد مردم ساده دل مومن به صدا و سیما جمهوری اسلامی داده بشوند.
حدود ساعت 2 2:30 بود که بچه ها از طرف درب اصلی به سمت شمال دانشگاه حرکت کردند. شمال ابن سینا که رسیدیم، مردم از توی کلاس ها برامون وی نشان میدادند و ما هم ازشون حمایت میخواستم. بعد وارد ابن سینا شدیمآنجا جمعیت شروع کردند به شعار علیه بسیج دادن. در نیم طبقه هم جماعت پر بود که نشان میداد کلاسها را تعطیل کرده اند بچه ها. یک جا بچه ها درمورد رهبری شعار دادند، بسیجی ها غیرتی شدند و از توی دفتر بسیج حدود 15 نفرشان ریختند بیرون و شروع به فحاشی و شعار علیه موسوی و خاتمی کردند. مردم سبز هم از این غیرتی شدند یک جنگ شعاری هیجانی شدید بین دو طرف شکل گرفت که فیلمهای زیادی از این ماجرا گرفته شد. به جز آن ماکزیمم بیست نفر بسیجی همه ی ابن سینا و طبقه ی بالایش، دانشجوهای سبز بودند که در فیلمهایی که انشالله مردم آپلود میکنند این نسبت جمعیتی مشهود است. بعد از تمام شدن آن جنگ شعاری، مردم آمدند بیرون ابن سینا و بعد از مدتی شعار دادن، پراکنده شدند. اینجا میشه حدود ساعت 3 به گمانم.
چند تا نکته :
- حوالی ساعت 5:30 که میخواستم از در خیابان آزادی دانشگاه بیایم بیرون، چند تا از این اتوبوس بی آرتی ها رد شدند که مردم توشون شعار الله اکبر میگفتند.
- داخل ابن سینا گه گاه شعارهایی داده میشد که شعارهای خوبی نبود! مثل مرگ بر بسیجی یا دانشجوی سهمیه همینه همینه! شعارهایی که محتوای فحش و توهین داشتند را سعی میکردیم ساکت کنیم که گاهی اوقات موفق میشدیم و گاهی نه.
- جلوی در اصلی تا آخرین لحظه که من از دانشگاه خارج شدم، ون نیروی انتظامی حضور داشت.
- موقع خارج شدن، یه عده از بچه ها را دیدیم که گفتند انگار سه نفر از دانشجوها توسط حراست دستگیر شدند و بعد خبری ازشون نیست! در حد شایعه!
- مردمی که فیلم و عکس گرفتید! آپلود کنید تا مشخص شود چه کسی دروغ میگوید! صدا و سیمای مثلا اخلاقی و پاک و سالم جمهوری اسلامی یا جماعت سبز.
این بود نوشته ی مغشوش و نامنسجم یک عدد دانشجوی ساده از وقایع امروز دانشگاه شریف! سعی کردم تا آنجا که متوانم دقیق باشم.
